م. راهی (اشعار)

دیو

گلی به سینه نشانده

ترانه می خواند پرنده ای

به نای سیاهش.

دیروز دیدم اش

که می گذشت

از باغ پرگلی

تنوره می کشید…

خمیده خمیده،

شکسته شکسته

جایجای باغ

پر از لهیده پیکر گلهای باغ شد.

اکنون

دستی گشاده هراسان به سوی تو

با زهر خند نفرتی

دست دیگرش به پشت

با دشنه ای به مشت

هشدار!

که شیشه عمرش

بدست توست.

م. راهی- 15 شهریور 68، سلول انفرادی…

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

برترین نوشته‌ها و صفحه‌ها

بایگانی

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد کرده و بر روی دکمه Submit کلیک کنید.

به 261 مشترک دیگر بپیوندید

wordpress stats plugin
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: