م. راهی (اشعار), آثار برگزیده

آن سی و سه سوار (م. راهی)

دیگر سه هزار و چهارصد نیستند
و نه سه هزارو سیصدوشصت و هفت.
سی و چهار هزارند؛
سه میلیون و چهارصدهزار،
ارتشی از گردونه های آتش خیز.
و آن سی و سه سوار
زرغبار راه کهکشانی یک خورشید
که زاده می شود.
شاعری که زمستان بود
– سپید موی و سپید روی-
قندیل تن در اثنای گل گل آفتاب آب کرد.
و زمین،
مورمور خوشایند رویش رویینه ها
زیر پوست تنش
چشم باز کرد و بر آفتاب خندید.

ای ابر
بر توست تا بباری؛
این بهار چیزی کم دارد
یک آذرخش
یک غرش
یک رگبار.

م. راهی، 19 فروردین 90

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

برترین نوشته‌ها و صفحه‌ها

بایگانی

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد کرده و بر روی دکمه Submit کلیک کنید.

به 261 مشترک دیگر بپیوندید

wordpress stats plugin
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: