م. راهی (اشعار), آثار برگزیده

آهو و پلنگ

پلنگی به انتظار

من هم در انتظار

بیچاره آهوی وحشی بی قرار،

می بیندم دو چشم

چه خرامان و بی خیال

هر دم به جانب کویی روی می کند.

گاهی به جست و خیز

گاهی دوان دوان

هر دم شمیم شاخه گلی بوی می کند.

گاه از سحر سوی نسترنی سلام می برد

گه چون نسیم

سوی برگ گلی

پیام می برد.

یکدم کنار برکه آبی درنگ می کند

یک لحظه از سر جویی چست می پرد…

می بیندم دو چشم

کم کمک از حزم

دور می شود

سوی کنام پلنگ سیاهی

روی می کند.

می خواهد این دلم

فریاد برکشم

های آهوی زیبا و بی قرار

هشدار!

در کمین تو پلنگی نهان شده!

اما چه سود

بسته زبانم در قفس دهان شده.

پلنگ از خبث طینتش

دوخته دوچشم خویش را به چشم من

با طلسم جادوی نگاه خویش

بسته ست پای من

بسته ست دست من.

ایکاش چشم من هرگز ندیده بود

ویکاش دست و پای من از بند

رسته بود.

آه ای خدا

این لحظه های آخر است

آهوی بی قرار مرا

نگران چشم های مادر است.

دگر به سوی دگر روی می کنم

چنگی به سینه می زنم

خاکی به سر و موی می کنم

آهوی وحشی و زیبای من

وداع ، وداع

بعد از تو نیز

مرا با خویشتن

وداع ، وداع.

م. راهی، 1 مهر 68 ، سلول انفرادی…

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

برترین نوشته‌ها و صفحه‌ها

بایگانی

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد کرده و بر روی دکمه Submit کلیک کنید.

به 261 مشترک دیگر بپیوندید

wordpress stats plugin
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: