م. راهی (اشعار)

جنگلکار

هر بامداد

به دشت زردی بیدار می شوم،

هر شامگاه

در آرزوی جنگل سبزی

به خواب می روم.

تو ای پرنده نزدیکترین جنگل سبز

روزی به آسمان دشت من بیا

ببین چه عاشقانه دشت زرد را شخم می زنم!

من از نسیم

روزی شنیده ام

به موسمی که روح پرطراوت بهار

به جسم خشک دشت من

توان زندگی دهد

زهر کرانه تا کرانه های این دیار خشک

ناگهان

چندین هزار جنگل شاداب می دمد.

ببین چه صابرانه پای خویش را

زخارهای دشت زرد

زخم می زنم!

م. راهی، 10 مهر 68 ، سلول انفرادی

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

برترین نوشته‌ها و صفحه‌ها

بایگانی

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد کرده و بر روی دکمه Submit کلیک کنید.

به 261 مشترک دیگر بپیوندید

wordpress stats plugin
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: