جمشید پیمان, دیگر شاعران

جمشيد پيمان : به یاد استاد بهرام عالیوندی که جاودانه شد

جمشید پیمان

تو اهلِ خطّه ی عشقی، همیشه شیدائی

همیشه با دلِ خود گفته ام که می آئی
وَ هست آخرِ این شب،همیشه فردایی

همیشه منتظرم رو به رویِ چشمانت
که از صمیم دلت لب به خنده بگشائی

همیشه دست تو و رنگ های سحرآمیز
همیشه خالق اسرار چرخ مینائی

همیشه دختر اندیشه ی تو آبستن
همیشه نور، همیشه امید می زائی

همیشه چابکی ای پا به راه ، ای همراه
تو اهلِ خطّه ی عشقی، همیشه شیدائی

میان دست و نگاهِ تو زندگی جاریست
همیشه می دَمَد از سینه ی تو رویائی

همیشه از سرِ انگشتِ تو غزل ریزد
همیشه با تو و تا صبح باده پیمائی

به هر کجا که دلی قصّه گوید از عشقی
تو همنفسی، عاشقی، همیشه آنجائی

قرارمان نبود که بی کاروان شَوی در راه
قرارمان نبود که این رَه رَوی به تنهائی

تو از میانه ی بهمن برآمدی روزی
وَ در میان بهاران …(بهارِ بی جائی )

و مرگ از تو گریزد،تو زندگی سازی
و عشق با تو یکی شد، همیشه مانائی

سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۱

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

برترین نوشته‌ها و صفحه‌ها

بایگانی

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد کرده و بر روی دکمه Submit کلیک کنید.

به 261 مشترک دیگر بپیوندید

wordpress stats plugin
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: