م. راهی (اشعار), سخن روز

لیلی (م. راهی)

لیلی، ستاره من
که باد رشک می برد به بوی گیسوان بلندش
و مادر
به خواب شبانه اش هر شب
در برق منجوق های لباس سپیدش
تا صبح
می رقصید
بر مدار حماسه ای چرخید
و به لالایی فرشته ای خوابید
در فسانه فردا
و گویی دریغ داشت
بوئیدن گیسوانش را از باد
که حتی در آخرین لحظه
به تنگ بند گیره شان پیچید
و مادر از خواب شبانه اش پاشد.
چابکسوار من
وقتی توآمدی
قلب ها می خندید
بیشماران چشم
راه را می پایید
و من
به دالان تاریک دلم
چراغ روشن کردم.
این فسانه فسون نخواهد داشت
مادری به کودکش خواهد گفت:
دختری بود نامش لیلی.
این اسب که بی سوار برمی گردد
رخش لیلی بود،
او که گاه رقص میدانش
با مچ نحیف دستانش
مچ دستان دیو را پیچید.

م. راهی
17 آذر 68 -انفرادی…

تقدیم به خواهران شهید فروغ جاویدان ، شیردختران دلاور میهن که به افتخار جانبازی در راه آزادی وطن اشغال شده نایل آمدند؛

7 یا 8 مرداد 67 ، تلویزیون رژیم اجساد سوخته شهدای عملیات فروغ جاویدان را نشان می داد تا رعب و وحشت را در اعماق روح و روان مردم نهادینه سازد. گیره موی یکی از دختران شهید از موی کز کرده اش آویزان بود…

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

بایگانی

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد کرده و بر روی دکمه Submit کلیک کنید.

به 261 مشترک دیگر بپیوندید

wordpress stats plugin
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: