م. راهی (اشعار), آثار برگزیده

به مرضیه عزیزم (م. راهی)

در صدای تو بهت می زنم
ای ساحر ابرهای بارور
در تو محو می شوم
ای فسانه گوی باغ های نیاکان
ای بر سریر قله های سر در مه
– که پاس داشته ای ام
در هجوم تنگ چشمان زرد روی
در ایلغار ملخ وار پابرهنگان ملخ خوار؛
– که بر شده ای سرورمند
بر فراز همه عهود ویرانی
و دمان̗ دود و غبار.
در سرزمین های بی نشان هول آور
تنها صدای توست
غنج دل از امید رسیدن.
در حیرتم
چگونه می گریی
اشک تمام مادران تلخ روزگاران را
از چشم ستارگان بی شمار صدایت؟
و چه در حنجره داری
که از پنجره گلوی تو
رو به باغ های روشن شاد می خواند؟
ای مادرشگفت
در شیطنت گوشه چشمانت
انگاه که قطره های باران را
دنبال می کنی
به گهواره ای که
– گاهواره زمین بودست-
در حریر لالای امن صدای تو در خواب می شوم
و نمی پرسم
که سرانجام، دیو سپید
در کدام قلعه اوازهای تو در بند خواهد شد؟
ای مادر شگفت
بی تو
همان به که خامشی به هزار زبان در سخن باشد.
م. راهی 17/1/1391

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

برترین نوشته‌ها و صفحه‌ها

بایگانی

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد کرده و بر روی دکمه Submit کلیک کنید.

به 261 مشترک دیگر بپیوندید

wordpress stats plugin
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: