دیگر شاعران

This category contains 33 posts

از خون پُـر است دفترِ تاریخِ این دیار (جمشید پیمان)

از خون پُـر است دفترِ تاریخِ این دیار (جمشید پیمان) گُل سر کشیده هر طَـرَف امّا بهار نیست در شعله زارِ خفته ردی از شرار نیست از بس که لاله ها به سحر سر بریده اند نقشی دگر به خاطری از لاله زار نیست دارم امیدِ رویش شادی به جان، چه سود زین غمسرای کهنه … به خواندن ادامه دهید

24 بهمن 1345: درگذشت فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد در 24 بهمن 1345 در یک سانحه رانندگی درگذشت. فروغ متولد هشتم دیماه 1313 در تهران بود و در طول عمر کوتاهش پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی بشمار می روند. فروغ با مجموعه‌های «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» کار خود را آغاز کرد. در سال 1337 … به خواندن ادامه دهید

آفتاب می شود ( فروغ فرخزاد، دکلمه با صدای: فریدون فرح اندوز)

دیدم هبل به جای خدا تکیه کرده بود (بیداد)

آرزوها برای سال 2013 (حسین پویا)

  سال نو سال خلق ایران باد سال نو سفره شان پر از نان باد سال نو سال سرنگونی شیخ خانه ی شیخِ دزد ویران باد سال نو بشکفد در ایران گل سال پایان این زمستان باد سال نو سال رزم و جنگیدن یارِ رزمنده، صدهزاران باد سال نو سیدعلی به گورستان توی سوراخ مور … به خواندن ادامه دهید

به یاد شیون فومنی، احیاگر فرهنگ و ادبیات گیلکی

سوم دی ماه سالروز تولد شیون فومنی بود، شيون فومني (مير احمد سيد فخري نژاد) از شاعران محبوب و مشهور خطه ي شمال در سوم دی ماه 1325ه ش در شهرستان فومن ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و سه ساله ي متوسطه را در شهر رشت سپري کرد و بعد از آن به کرمانشاه … به خواندن ادامه دهید

احمد شاملو، بزرگ شاعرِ آزادی

در این مستند آیدا سرکیسیان (همسر شاملو)، سیمین بهبهانی، بهرام بیضایی، ایران درودی، محمود دولت‌آبادی، محمد قاضی، محمد حقوقی، عباس کیارستمی، جواد مجابی، ضیا موحد، اسماعیل نوری‌علاء، محمدعلی سپانلو، پوران سلطانی همسر مرتضی کیوان و ناصر تقوایی به بازگوییِ دیدگاه‌های خود از احمد شاملو و کارهایش می‌پردازند؛

با حس فولاد داغ بر لبها و دستها (كاظم مصطفوي)

اکنون و فردای هنوز توالی آه به آه است. این سفر با دامنه اش تا هنوز و فردا عبور از هزارتوی افسانه به هزارتوی افسانه است! از رنج به رنج بی واهمه از تلخکامی افسانه های از یاد رفته و تکرار هزارباره داستان سرداران بی سر با حس فولاد داغ بر لبها و دستها. گذر … به خواندن ادامه دهید

شـاعـری بی تــو نـمـی گـویـد غـزل (جمشید پبمان)

بــی نـگاهـت ، گُـل نـرویـد در بــهــار بـی حـضـورت،دل نـمی گـیـرد قــرار بـی کـلامـت،واژه هـا بی مـعنـی اند بـی دلـیـلَـت،»گفته» ها بـی اعـتـبـار بـی تو، خواب و چشم من بیگانه اند بـی تـو ،مـی سوزد دلـم در انـتـظـار بـی تو، مـی پـوشد افـق رَخـتِ عـزا مـی شـود بی تـو جـهـانـم سـوگـوار بـی تـو، بـاغ و … به خواندن ادامه دهید

قصیده ی زیبائی از اسماعیل خوئی : کام همگان باد روا، کام شما نه!

و کوه پرومته را آواز داد (زری اصفهانی)

با پاهای  خونین اش از تپه های تاریکی گذر کرد همچون درختان پائیزی اندوه خویش را برشانه های خود گریست و چون تندرهای بهاری دردره های گلگون بارید همه خونی را که در قلب خود داشت وآنگاه  کوه بر پرومته آواز داد نگاه کن پرومته مرغان جگر خوار باز میگردند و خورشید عبوس برشانه های … به خواندن ادامه دهید

جمشید پیمان (اینک تو هستی و آئینه)

در صبح من،تو درخشیدی، ای آفتابِ عَرصه ی مرداد گُم شد خزان و زمستان مُرد،تا باغِ گونه هایت گل داد غـم با نـگاهِ تو بـیـگانه، ای خنده های تو ،رؤیـائی اندوه،در برابرت خاموش،شادی،به نام تو شد دلشاد این دل به چـار فصلِ زمانه، ویـرانه بود تا تو نبودی سامان گرفت با تـو جهانم،کردی تو شهرِ … به خواندن ادامه دهید

به برادرانم در حمص برادر (کاظم مصطفوی)

سروهای سوری سرود می خوانند  و رزمندگان تازه مسلح صبح خاکستری را با رگبار آغاز و به کوچه های برادری سلام می کنند. سلام ای صبح دودناک دمشق، سلام ای خیابانهای بیدار حلب ! سلام ای افتاده برخاک در درعا! سلام ای هلهله مادران داغدار در حما! نیازی نیست بگوییم: «همه چیزمان را فدا خواهیم … به خواندن ادامه دهید

مملکت شد ز چـاله اَنـدَر چـاه (جمشید پیمان)

بود با ما رفیق هم رائی همدل و همنفس، همآوائی ظاهرش از صفا نشانی داشت دل ربا بود و اندک آنی داشت بود با ما رفیق میخانه مَـحرَمِ خویش بود و بیگانه این چنین بود تا ورق برگشت شد سراپا زمانه زشت و پلشت مملکت شد ز چـاله اندر چـاه در به در شد به … به خواندن ادامه دهید

بایگانی

آدرس ایمیل خود را در کادر زیر وارد کرده و بر روی دکمه Submit کلیک کنید.

به 261 مشترک دیگر بپیوندید

wordpress stats plugin